معنی برنجمشک
5 بازدید
[ بَ رَ مُ ] (اِ مرکب) به معنی فلنج مشک است که بالنگوی خودروی باشد. (از برهان). قرنفل بستانی. (از منتهی الارب). افرنجمشک. حبق القرنفلی. (اختیارات بدیعی). بالنگو. (الفاظ الادویة). پرنجمشک. فرنجمسک. فرنجمشک. رجوع به فرنجمشک و بالنگو شود.
کلمات همقافیه با «برنجمشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر