معنی برناورد
7 بازدید
[ بَ / بُ ؟ ] (ص، اِ) جوان. (فرهنگ خطی). اما می نماید که تصحیف شدهٔ برنا یا برناه باشد. رجوع به برنا شود.
کلمات همقافیه با «برناورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر