معنی برناس
10 بازدید
[ بَ ] (ص) غافل و نادان. (برهان) غافل و خواب آلوده. (آنندراج). فرناس. و رجوع به فرناس و برناسی شود: نامه ها پیش تو همی آید هم ز بیداردل هم از برناس.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «برناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر