معنی برمنش
3 بازدید
[ بَ مَ نِ ] (ص مرکب) متکبر. بانخوت. معجب. (یادداشت دهخدا): چو برگشت ازو برمنش گشت و مست چنان دان که هرگز نیاید بدست.فردوسی. بر آن چرب دستی رسیده بکام یکی برمنش مردمانی بنام.فردوسی.
کلمات همقافیه با «برمنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر