معنی برمسیدن
5 بازدید
[ بَ مَ دَ ] (مص مرکب) (از: بر + مس +-یدن) دست گذاشتن و لمس کردن و امتحان کردن. (ناظم الاطباء). و رجوع به مسیدن شود.
کلمات همقافیه با «برمسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر