معنی برمخیدن
6 بازدید
[ بَ مَ دَ ] (مص مرکب) (از: بر + مخ +-یدن) مخالفت و نافرمانی پدر و مادر کردن و عاق و عاصی شدن. (برهان).
کلمات همقافیه با «برمخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر