معنی برلاس
7 بازدید
[ بَ ] (مغولی، ص، اِ) مرد دلاور و بهادر و پاک نژاد. (ناظم الاطباء). قهرمان و دلیر. (فرهنگ فارسی معین).[ بَ ] (اِخ) یکی از چهار قبیلهٔ بزرگ جغتای، که پدر تیمور لنگ ازین قبیله بود. (فرهنگ فارسی معین): ز برلاس و ارلاس و بیشش شمار نمودند چندین یسال از یسار. هاتفی (از تیمورنامه).
کلمات همقافیه با «برلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر