معنی برقکردار
5 بازدید
[ بَ کِ ] (ص مرکب، ق مرکب) مانند برق سریع و چابک و تند: برق کردار بر براق نشست تازیش زیر و تازیانه بدست.نظامی.
کلمات همقافیه با «برقکردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر