معنی برقلس دیدوخس

معنی برقلس دیدوخس

5 بازدید
[ بِ رَ لُ خُ ] (اِخ)افلاطونی. از مردم اطاطریة معروف به دیدوخس یعنی عقیب فلاطن و از اوست: کتاب حدود اوائل الطبیعیات. کتاب الثمانی عشرة مسألة، و یحیی نحوی را کتابی بزرگ است در رد و نقض این کتاب و در آنجا گوید برقلس بروزگار قلطیانوس قبطی میزیسته. ابن الندیم و قفطی از قول مختاربن عبدون بن بطلان طبیب نصرانی بغدادی گوید که برقلس از اهل لاذقیه است -انتهی. و باز ابن الندیم گوید او در زمان دقلطیانوس قبطی بود، و از کتب برقلس است کتاب شرح قول افلاطون در اینکه نفس باقی است در سه مقاله کتاب الثئولوجیا یعنی ربوبیت. کتاب تفسیر وصایای فیثاغورس مشهور بذهبیات در صد ورقه و سریانی آن نیز در دست است و آنرا برای دختر خویش تفسیر کرده است و سه ورقه از این کتاب را ثابت بعربی نقل کرده و پس از آن درگذشته است کتاب جواهرالعالیه و آن یک مقاله است. کتاب حَیّز اول. کتاب مسائل العشیر المعضلات. کتاب الجزء الذی لایتجزأ. کتاب فی المثل الذی قاله فلاطن فی کنایة المسمی غورغیاس، و آن بسریانی ترجمه شده است و مقالهٔ دهم در سیر. و نیز کتابی دارد باسم بسطوخوسیس الصغری. و کتاب دیگری در تفسیر فاذن در نفس و آن بسریانی ترجمه شده است، و ابوعلی بن زرعه قلیلی از آن را به عربی ترجمه کرده است. (الفهرست ابن الندیم).

کلمات هم‌قافیه با «برقلس دیدوخس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید