معنی برقعی
6 بازدید
[ بُ قَ ] (اِخ) شاعر معاصر منجیک و منجیک را با او مهاجاتی است. (یادداشت مؤلف): ویحک ای برقعی ای تلخ تر از آب فرژ تا کی این طبع بد تو که گرفتی سر پژ؟ منجیک. بهیچ روی تو ای خواجه برقعی نه خوشی بگاه نرمی گوئی که آبداده تشی.منجیک.
کلمات همقافیه با «برقعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر