معنی برفنج
5 بازدید
[ بَ فَ ] (ص، اِ) سخت و درست. (آنندراج). خشن و مشکل. کار دشوار. (ناظم الاطباء). || ناهمواری راهی. (آنندراج). راه دشوار و صعب العبور. (ناظم الاطباء). || ناسازگاری کاری. || نو و نادر. (آنندراج). هر چیزی که تازه اتفاق افتاده و هنوز عمومیت پیدا نکرده باشد. (ناظم الاطباء). || میوهٔ نورس. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «برفنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر