معنی برفراشیدن
5 بازدید
[ بَ فَ دَ ] (مص مرکب) فراشیدن: اقشعرار؛ از بیم برفراشیدن. (المصادر زوزنی). رجوع به فراشیدن شود.
کلمات همقافیه با «برفراشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر