معنی برغوثی
5 بازدید
[ بَ ] (اِ) بیونانی بزرقطونا. (تحفهٔ حکیم مؤمن). برغونی. (فهرست مخزن الادویه). فسیلیون. قطونا. اسفرزه. (ناظم الاطباء). اسپرزه. شکم پاره. اسفیواس. (یادداشت مؤلف). تخمی است که آنرا بفارسی اسفیوس و بعربی بزرقطونا و بشیرازی بنکو و بیونانی فسلیون خوانند. (برهان) (آنندراج). و رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن شود.
کلمات همقافیه با «برغوثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر