معنی برعوم
6 بازدید
[ بُ ] (ع اِ) شکوفه پیش که واشکفد. (یادداشت مؤلف). غنچهٔ شکوفهٔ درخت پیش از آن که بازشکفد. رجوع به برعم شود.
کلمات همقافیه با «برعوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر