معنی برطمة
6 بازدید
[ بَ طَ مَ ] (ع مص) برآماسیدن از خشم. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد). فروهشته لب شدن از خشم. خشم گرفتن (اوبهی). || بخشم درآوردن کسی را. لازم و متعدی استعمال شود. (منتهی الارب) (آنندراج). || تاریک شدن شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد).[ بَ طَ مَ ] (ع اِ) نوعی از بازی است. (آنندراج) (منتهی الارب). برطنة. و رجوع به برطنة شود.
کلمات همقافیه با «برطمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر