معنی برطلة
6 بازدید
[ بُ طُلْ لَ ] (ع اِ) سایبان تنگ غیرفراخ. (منتهی الارب). سایبان تابستانی، و کلمه نبطی است که در عربی بکار رفته است. (از ذیل اقرب الموارد از لسان).[ بُ طَ لَ ] (ع اِ) کلاه. (غیاث اللغات از قاموس). کلاه قرمز: زن مکرر کرد کای با برطله کیست بر پشتت فروخفته هله؟مولوی. و رجوع به برطل شود.[ بَ طَ لَ ] (ع مص) رشوت دادن کسی را. || سنگ برطیل نهادن در زه حوض. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «برطلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر