معنی برصواب
6 بازدید
[ بَ صَ ] (ص مرکب) صائب. درست : چون می بینم که رأی شما بر صواب است مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد. (گلستان سعدی). جهانت خوش و رفتنت برصواب عبادت قبول و دعا مستجاب.سعدی.
کلمات همقافیه با «برصواب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر