معنی برشت
7 بازدید
[ بِ رِ ] (ن مف) برشته. چیزی را گویند که در روغن بریان کرده باشند. (برهان) (هفت قلزم). بریان. (ضیاء). - نیم برشت؛ نیم تف داده. نیم برشته که در روغن گداخته یکی دو تاب دهند تا اندکی رنگ بگرداند نه چندانکه سرخ و برشته شود.
کلمات همقافیه با «برشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر