معنی برشام
5 بازدید
[ بِ ] (ع مص) برشمة. تیز نگریستن. (منتهی الارب). تیز و پیوسته نگریستن. || خاموش شدن از اندوه و خشم یا روی درهم کشیدن. || تیزی نظر. || نکته های رنگارنگ. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «برشام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر