معنی برسکالیدن
6 بازدید
[ بَ سِ دَ ] (مص مرکب) برسگالیدن. اندیشه کردن. رجوع به سگالیدن و سکالیدن شود.
کلمات همقافیه با «برسکالیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر