معنی برسوی
6 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) برسو: و اندامهای برسویین را همی فرمایند مالید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و گاه باشد که بر پلک برسویین بدر آید و گاه باشد بر پلک فرو سویین. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به برسو شود.
کلمات همقافیه با «برسوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر