معنی برسفر
6 بازدید
[ بَ سَ فَ ] (ص مرکب) مسافر عازم سفر: زاد برگیر و سبک باش و مکن جای قرار خانه ای را که مقیمانْش همه برسفرند. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «برسفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر