معنی برسخته
8 بازدید
[ بَ سَ / سِ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) سنجیده : از آهو سخن پاک و پردخته گوی ترازو خرد ساز و برسخته گوی. اسدی (گرشاسب نامه). سخنهای برسخته بر بانگ ساز تو گویی و او گوید از چنگ باز.نظامی.
کلمات همقافیه با «برسخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر