معنی برسایش
5 بازدید
[ بَ یِ ] (اِمص) فرسایش : ما مانده شدستیم و گشته سوده ناسوده و نامانده چرخ گردا برسایش ما را ز جنبش آمد ای پور درین زیر ژرف دریا.ناصرخسرو. رجوع به سودن و سایش شود.
کلمات همقافیه با «برسایش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر