معنی برسانیدن
4 بازدید
[ بِ رَ / رِ دَ ] (مص) تمام کردن. (ترجمان القرآن): النزف؛ برسیدن آب چاه و برسانیدن آب. (المصادر زوزنی). || رساندن. رسانیدن. تبلیغ. || برسیدن. (ناظم الاطباء). و رجوع به رسانیدن شود.
کلمات همقافیه با «برسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر