معنی برزرود
5 بازدید
[ بَ ] (اِخ) یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان اصفهان و در جنوب اصفهان واقع و محدود است از شمال به اصفهان و بخش سده، از جنوب به کوه صفه، از خاور و باختر به زاینده رود. وضع طبیعی: یک رشته ارتفاعات کوه صفه و تخت رستم که در جهت خاور و باختر کشیده شده و در جنوب دهستان واقع و بلندترین قلهٔ آن ۲۲۴۰ متر است رودخانه: قسمتی از مسیر رودخانهٔ زاینده رود در حد خاوری و باختری و شمالی این دهستان واقع شده است. زمستان آن معتدلست و آب قراء آن از رودخانهٔ زاینده رود و چاه تأمین میشود. این دهستان از ۹ آبادی تشکیل می شود و سکنهٔ آن ۱۵۲۷۶ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ بَ ] (اِخ) یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان اصفهان و در جنوب اصفهان واقع و محدود است از شمال به اصفهان و بخش سده، از جنوب به کوه صفه، از خاور و باختر به زاینده رود. وضع طبیعی: یک رشته ارتفاعات کوه صفه و تخت رستم که در جهت خاور و باختر کشیده شده و در جنوب دهستان واقع و بلندترین قلهٔ آن ۲۲۴۰ متر است رودخانه: قسمتی از مسیر رودخانهٔ زاینده رود در حد خاوری و باختری و شمالی این دهستان واقع شده است. زمستان آن معتدلست و آب قراء آن از رودخانهٔ زاینده رود و چاه تأمین میشود. این دهستان از ۹ آبادی تشکیل می شود و سکنهٔ آن ۱۵۲۷۶ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «برزرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر