معنی برزج
6 بازدید
[ بُ زَ ] (معرب، اِ) معرب پرزه. آنچه بر روی سقرلات و مانند آن بعد از پوشیدن به هم رسد. (آنندراج) (منتهی الارب). و رجوع به پرزه شود.[ بُ زَ ] (ع اِ) غریدن شیر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «برزج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زج» برای سرودن شعر