معنی برزاغ
4 بازدید
[ بِ ] (ع اِ) برزغ. برزوغ. جوان تمام گوشت. (منتهی الارب). جوان تمام رسیده. (آنندراج). و رجوع به برزغ و برزوغ شود.
کلمات همقافیه با «برزاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر