معنی برد افتادن
7 بازدید
[ بُ اُ دَ ] (مص مرکب) بازی بردن از حریف و دست یافتن بر وی. (آنندراج): شه از منصوبه ای زد آن سپه را کز آن منصوبه برد افتاد شه را. خسرو (آنندراج).
کلمات همقافیه با «برد افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر