معنی بردانی
5 بازدید
[ ] (اِ) لغت عجمی است و آنرا بسریانی عبروس و بیونانی اسقوالس نامند نباتی است پرشاخ و شاخه ها مثل کمان کج و خمیده و گلش سفید و ثمرش مثل زیتون و طعم او تند و بیخش سپیداست و پوست بیخ او با زردی. رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن شود.[ بَ ] (ص نسبی) منسوب است به بردان که قریه ای است از قراء بغداد. (سمعانی).
کلمات همقافیه با «بردانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر