معنی بردالعجوز
6 بازدید
[ بَ دُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) سرمای پیرزن. برد عجوز و آن هفت روز است اول آن مطابق است تقریباً با ۲۵ یا ۲۶ اسفند ماه جلالی و دهم مارس فرانسوی و پایان آن دوم فروردین ماه و شانزدهم مارس فرانسوی است. (یادداشت بخط مؤلف): کافتاب من از حمل شد شاد کی ز بردالعجوزم آید یاد.نظامی. چو باران فراوان بود در تموز هوا سرد گردد چو بردالعجوز.نظامی. رجوع به برد و ترکیب برد عجوز و برد عجز ذیل برد شود.[ بَ دُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) سرمای پیرزن. برد عجوز و آن هفت روز است اول آن مطابق است تقریباً با ۲۵ یا ۲۶ اسفند ماه جلالی و دهم مارس فرانسوی و پایان آن دوم فروردین ماه و شانزدهم مارس فرانسوی است. (یادداشت بخط مؤلف): کافتاب من از حمل شد شاد کی ز بردالعجوزم آید یاد.نظامی. چو باران فراوان بود در تموز هوا سرد گردد چو بردالعجوز.نظامی. رجوع به برد و ترکیب برد عجوز و برد عجز ذیل برد شود.
کلمات همقافیه با «بردالعجوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر