معنی برداری
9 بازدید
[ بَ ] (حامص مرکب) برداشتن. برداریدن. و چون به کلمات دیگر پیوندد معنی حاصل مصدری از مجموع برآید چنانکه در ترکیبات ذیل: - باربرداری. بهره برداری. پسه برداری. خاک برداری. شن برداری. عکس برداری. کلاه برداری. گودبرداری. نقشه برداری. و رجوع به هریک از این ترکیبات در جای خود شود.
کلمات همقافیه با «برداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر