معنی برخچ
4 بازدید
[ بَ خَ ] (ص) زشت و نازیبا. (برهان) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). زشت. (شرفنامه). || زبون. (برهان). زبون و سست و ناتوان. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). فرخچ. رجوع به برخج شود.
کلمات همقافیه با «برخچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خچ» برای سرودن شعر