معنی برخورد کردن
6 بازدید
[ بَ خوَر / خُرْ کَ دَ ] (مص مرکب) تصادف کردن. ملاقات کردن. رجوع به برخورد و برخوردن شود.
کلمات همقافیه با «برخورد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر