معنی برخوابه
6 بازدید
[ بَ خوا / خا بَ / بِ ] (اِ) همخوابه. (برهان). همخوابه که در بر آدمی بخسبد. (از آنندراج). زن. زوجه. همبستر. ضجیع. همفراش. مقوده. منکوحه. عیال. || توشک و نهالی. (برهان). تشک. دوشک. رختخواب. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «برخوابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر