معنی برخفچی
4 بازدید
[ بَ خَ ] (حامص) درشتی و ستیزه کاری. (برهان). درشتی و ستیزه کاری و سختی و منازعه. (ناظم الاطباء). ستنبه گری و ستیزه کاری. (شرفنامهٔ منیری). || رشک و حسد. (ناظم الاطباء). رجوع به برخفج شود.
کلمات همقافیه با «برخفچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر