معنی برخطر
5 بازدید
[ بَ خَ طَ ] (ص مرکب) باخطر. خطرمند: همگان برخطرند آنکه مقیمند وگر ره نیابند سوی باخطران بیخطرند. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «برخطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر