معنی برخش
6 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ) پشت ستور باری. (منتهی الارب). پشت اسب. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج): روز هیجا از سر چابک سواری بردری از برخش و ران اسب خصم کیمخت و بغند. سوزنی.
کلمات همقافیه با «برخش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خش» برای سرودن شعر