معنی برخاست
18 بازدید
[ بَ ] (مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب) مصدر مرکب مرخم است از برخاستن. قیام : هرکه را بر سماط بنشستی واجب آمد بخدمتش برخاست.سعدی. - نشست و برخاست؛ نشست و خاست. مجالست.
کلمات همقافیه با «برخاست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر