معنی برجیس

معنی برجیس

5 بازدید
[ بِ ] (اِخ) ستاره ایست و گویند مشتری است. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب). ستارهٔ مشتری. (ناظم الاطباء). هرمزد. اورمزد. زاوش. (یادداشت مؤلف). سعد اکبر. و آن یکی از سیارات سبع است. برجیس بکسر و جیم عربی ستارهٔ مشتری که بر فلک ششم تابد و سعد است و آنرا قاضی فلک گویند و خانهٔ او قوس و حوت است و این معرب برجیس بفتح باء است چرا که وزن فعلیل بالفتح در کلام عرب نیامده. (غیاث اللغات): مه و خورشید با برجیس و بهرام زحل با تیرواره [ زهره ] بر کرزمان. دقیقی (فرهنگ اسدی). حسودت در ید بهرام فیرون نظر زی تو ز برجیس فرارون.دقیقی. چشمهٔ آفتاب و زهره و ماه تیر و برجیس و کوکب و بهرام. خسروی (صحاح الفرس). در میان مهد چشم من نخسبد طفل خواب تا نبینم روی آن برجیس رای تهمتن. منوچهری. بچه یی دارم در ناف چو برجیسی با رخ یوسف و بوی خوش بلقیسی. منوچهری. زبر باز بهرام و برجیس و باز زحل آنکه تخم بلا و جفاست.ناصرخسرو. ناصح ناصح تو برجیس است حاسد حاسد تو کیوان است.مسعودسعد. من چو برجیس زحوت آمده ام سرطان مستقری خواهم داشت.خاقانی. برجیس موسوی کف و کیوان طور حلم هارون آستانهٔ گردون مکان اوست.خاقانی. هر دو برجیس علم و کیوان حلم هر دو خورشید جود و قطب وقار.خاقانی. برجیس به مهر او نگین داشت کاقبال جهان در آستین داشت.نظامی. یزک داری ز لشکرگاه خورشید عنان افکند بر برجیس و ناهید.نظامی. داده هر کوکبی شهادت خویش همچو برجیس بر سعادت خویش.نظامی. || (ع اِ) ماده شتر بسیارشیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «برجیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید