معنی برجستگی
12 بازدید
[ بَ جَ تَ / تِ ] (حامص مرکب). برجسته بودن. (فرهنگ فارسی معین). || جهندگی. (ناظم الاطباء). || (اِ) بلندی. (فرهنگ فارسی معین). - برجستگی های بدن؛ نقاطی از بدن که برجسته نماید مانند پستان. (فرهنگ فارسی معین). || طاول و بثره و جوشش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «برجستگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر