معنی برثن
6 بازدید
[ بُ ثُ ] (ع اِ) پنجه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پنجهٔ شیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء). || چنگال و پنجهٔ مرغان شکاری. برثن از سباع بمنزلهٔ انگشتان است از آدمی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از آنندراج). چنگال هر جانور درنده. (غیاث اللغات). || انگشت سبابه. (غیاث اللغات از کنز اللغات). ج، براثن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). ج، براثین. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «برثن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثن» برای سرودن شعر