معنی برتویدن
5 بازدید
[ بَ تَ دَ ] (مص مرکب) برتاویدن. برتافتن. تافته شدن. بریان و برشته شدن : منکر شو ار توانی نار سعیر را تا اندر او بحشر بسوزی و برتوی.سوزنی. رجوع به تویدن شود.
کلمات همقافیه با «برتویدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر