معنی براه افکندن
5 بازدید
[ بِ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) (از: ب +راه +افکندن) براه انداختن. بیدار کردن و راه نمودن. (آنندراج): رگ خواب است از افسردگیها رشته را تنگم به هوئی این گران خوابان غفلت را براه افکن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «براه افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر