معنی براه استادن
6 بازدید
[ بِ اِ دَ ] (مص مرکب) (از: ب +راه +استادن) براه ایستادن. انتظار کشیدن. (آنندراج). سر راه ایستادن. در انتظار کسی ماندن : کبک از حسرت رفتار قیامت زایش بس که استاده بره ریخته خون بر پایش. سالک قزوینی (آنندراج). || راهی شدن. روانه شدن. به حرکت آمدن.
کلمات همقافیه با «براه استادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر