معنی براهیم

معنی براهیم

6 بازدید
[ بَ / بِ ] (اِخ) ابراهیم بحذف همزه. (شرفنامهٔ منیری).
[ بِ ] (اِخ) ابراهیم خلیل اللََّه : بزرگی که با آسمان همبر است ز نسل براهیم پیغمبر است.فردوسی. نبیرهٔ سماعیل پیغمبر است که پور براهیم نیک اختر است.فردوسی. یافت احمد بچهل سال مکانی که نیافت به نود سال براهیم از آن عشر عثیر.ناصرخسرو. اندیشه کن از حال براهیم و ز قربان وان عزم براهیم که برّد ز پسر سر. ناصرخسرو. تمثال تو چون دست براهیم پیمبر مر بتکده ها را در و دیوار شکسته.سوزنی. بت شکن همچو براهیم شو ار میخواهی که ترا آتش سوزنده گلستان گردد. خاقانی. بمعماری کعبه چون دست برد زمانه براهیم پنداشتش.خاقانی. مهد براهیم چه رای اوفتاد نیمه ره آمد دو سه جای اوفتاد.نظامی. زلف براهیم و رخ آتشگرش چشم سماعیل و مژه خنجرش.نظامی. بصحف براهیم ایزد شناس کزان دین کنم پیش یزدان سپاس.نظامی. رجوع به ابراهیم خلیل اللََّه شود. || مخفف ابراهیم و مراد در شعر ذیل ابراهیم سیمجور دواتی است سپهسالار سامانیان به خراسان : فعل نکو ز نسبت بهتر کزین قبل به شد ز سیمجور براهیم سیمجور. ناصرخسرو. - براهیم زاده؛ فرزند ابراهیم خلیل : دعوی کنند گرچه براهیم زاده ایم چون ژرف بنگری همه شاگرد آزرند. ناصرخسرو.

کلمات هم‌قافیه با «براهیم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید