معنی براهمه
6 بازدید
[ بَ هِ مَ ] (ع اِ) جِ ابراهیم. (منتهی الارب). رجوع به براهم و براه شود.
کلمات همقافیه با «براهمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر