معنی برامکه
5 بازدید
[ بَ مِ کَ ] (اِخ) آل برمک. برمکیان. فرزندان برمک جد یحیی بن خالد. رجوع به آل برمک در همین لغت نامه و رجوع به تجارب السلف ص ۱۰۰ و ۱۰۱ و نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۵۷۳ به بعد و قفطی و عیون الانباء ص ۱۳۲ و ۱۳۴ و تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۱۰ و حبیب السیر و کلمهٔ برامکه و سُرَّ بُرد و برمکیه در معجم البلدان و دستورالوزراء صص ۳۴ -۵۶ و صبح الاعشی ج ۱ ص ۶۴ و الوزراء و الکتاب و ضحی الاسلام ج ث ص ۱۵۶، ۱۶۸ و ۲۶۹ و موشح ۲۷۴ و عقدالفرید ج ۱ ص ۵ و ج ۲ ص ۵۲، ۱۵۹ و ج ۴ ص ۳۷، ۳۰۲ و ج ۵ ص ۲۸۹، ۳۳۸، ۳۴۶، ۳۴۷، ۳۴۹، ۳۵۰ و ۳۵۲ و ج ۶ ص ۳ و دایرةالمعارف فرید وجدی و تاریخ بغداد خطیب و معجم الادباء و ابن خلکان و جحظه برمکی و ابن عساکر ابوالقاسم و ابن سراج ابومحمد جعفر در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «برامکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر