معنی برافرودی
[ بَ اَ ] (حامص مرکب) دگرگونی. اختلاف. (یادداشت مؤلف): بباید دانست که اعتدال مزاج مردم را عرضی است فراخ اعنی برافرودی اندر مزاجهای مردمان بسیار است و این برافرودی دو طرف است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و برافرودی این همه [ مردم ] بسبب برافرودی مزاجهاست. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «برافرودی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر