معنی برازیق
5 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) برازق. جِ برزیق. گروههای مردم. || سواران یا گروههای اسبان بدون سواران. (منتهی الارب) (آنندراج). || راههای گرد راه بزرگ. (منتهی الارب). رجوع به برازق شود.
کلمات همقافیه با «برازیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر